۱۹ بهمن ۱۴۰۴

هر روز هزار روز میگذرد

 

Saturday, 24 August 2024








هر روز هزار روز میگذرد، درکنار این چشمه، که آبی روان را، و این چُنین خشگ امروز


آنکه، دست ما خجسته خنجری را به کتف خود کوبید، دست خواهش ما بود، نه دستی از درون ِ آستین


هزار روز میگذرد هر روز


موریانه ها هنوز، یوق را گردن آویزی، زینتی نامند


و درختان سرو گونه، تبر را به قامت خویش چون چمن


.و پژوهش گران قرن آزادی، عصر سنگ را، طرحی نوین میدانند


و تجلی انسان را در تفکیک


و رنج را در چهره‌ی دیگری


،و صواب را


.سپرده ای ثابت میدانند




دامون

٠٤/٠٨/٢٠١٤










۱۵ دی ۱۴۰۴

میعاد




پرستیدن به حد مطلق

به اندازه ء فرو اُفتادن در بطن خویش 

در بطنی صیال، در زیر پوست، در ارتعاش ِ تک تاز ِ نبض

حتی در بُهتان حقیقتها، در نجوا در شعر

و به گمگشگشته ای در خاطر، به حد انفجار، عشق، بر خوردن

روان شدن به پرسه ای در شام قریبانه با تو که عاشقانه میسرایی دال دل را به رسم دلداده گی به رسم سادهء

 تقسیم




١٩/تیر/ ١٣٨٩
دامون




۷ دی ۱۴۰۴

نهُفته

 







اغماض، دیواریست بر بلندای ِ حقیقت مُماس

و انکار

هندسه ای دارد، به موازات دروغ

افراشته، تا بینهایت ِ اطلاق

درد است

مضیقهء اجبار


دامون

١٨/آذر/١٣٨٨






اغماض به معنای چشم‌پوشی کردن، گذشت کردن از خطا و اشتباه، یا نادیده گرفتن عمدی یک موضوع است، به طوری که فرد از

 آن چشم می‌پوشد و آن را مهم تلقی نمی‌کند یا به آن ایراد نمی‌گیرد. این واژه معمولاً برای بیان بخشش و گذشت از اشتباهات

 دیگران به کار می‌رودمعنی: چشم‌پوشی، گذشت، نادیده‌گرفتن


کاربرد: وقتی کسی از اشتباه دیگری می‌گذرد و آن را نادیده می‌گیرد، «اغماض» کرده است

مثال: "این اشتباه قابل اغماض بود" یعنی می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد