۲۰ بهمن ۱۳۹۶

از حال تا به قال



از حال تا به قال را، راهی نیست
تا اینها قالشان را بکنند هرگز نیست
تا اینها لب پرتگاه هستند هرگز نیست
هرگز همیشه نبوده ونیست
تا اینها قالشون رو بکنند، هرگز نیست، حالا چه  تیمور لنگ باشند،  یا از دیارِ ضُلجنا، از شرق بتازند یا از غرب.
*
*
چه بی انتهاست آزادی، آه، که چه زیباست، آزادی
حتی اگر یک لحضه یک  واهه
*
*
در این دیار، که حتی علفی را از آبی نشانه نیست
در این وَرته، که شوره زار از آن مانده به جا
هرگز نیست
و اجبار در همیشه نیست
آنجا، در عطف زمان، در  سیطرهء ستارها هم، هرگز همیشه نیست.
همیشه،  نزد کسی نبوده، که بدارش دست، و بتابد نطفهٔ خویش به شالودهٔ آن.
عطف زمان، در بینهایت است، و دست خواهش اندیشه ها دراز بر آن 
بعدی دگر گونه است فاصله را
چشمی دگرگونه را باید، که بکاود، ندیده را

دامون
۰۲/۰۹/۲۰۱۸

۲ بهمن ۱۳۹۶

هرگز همیشه نیست ۱





هرگز همیشه نیست
و اجبار در همیشه نیست
در عطف زمان، آنجا که  سیطرهء ستاره هاست حتی آنجا هم  هرگز همیشه نیست
همیشه،  نزد کسی نیست
هرگز همیشه نیست و زمان
در بینهایت است.

دامون

۲۱/۰۱/۲۰۱۸

۱۷ دی ۱۳۹۶

Shayad (Music Video In Support of Uprising in Iran) موزیک ویدیو شیاد - د...

۱۱ دی ۱۳۹۶

حتی




پری نیم سوخته از سیمرغ را بایدم، حتی

آرزویی نا بجا از من برآورده شایدم، حتی

می آمیخم به سطری چسبیده به کاغذ، حتی

که ساروجی از مرحم ِ عشق پیدا شایدم، حتی

اعتصاب ِ خوردن غم بایدم، حتی

از سایه ها گریزان گشته ام، حتی

روزها در گذشت ِ ابر ِ چشمان است، حتی

شبها حکایتش دور از بیان است، حتی



دامون


شنبه ١٦ آبان ١٣٨٨

 

۳۰ آذر ۱۳۹۶

قدقامت




وقتی در نقطهء عطف‌ ،و یا 
در تردد ِ سوره های ِ هر جائی، قنود میبندی
وتخم لَقّ‌ ِ شَک را بر کردار حضور خویش به وضو مینیشینی
به قد قامت آیا و شاید ها
در آن وقت، در آن لحظه، در آن زمان، داستان آزاده گی را
از یاد بُرده ای، فلسفهء پرواز را
ساختنِ آشیانی در بلندایِ خانهء سیمرغ


دامون


١١/٠٧/٢٠٠٩





این شعر "قد قامت" را بیشتر برای خاطر اعتراض نوشتم،این روزها مثل روز های گذشته تاریخ وضع اجتماعی درهمی در ایران را داریم هر کجای دنیا که باشیم نا دیده گرفتن حقیقت تکرار مکرر تاریخ میشود، این بچه هایی که  در عکس بالا مشاهده میکنید، کودکان سرزمین عشق و زیبایی در کلاسهای درس هستند؛ چه انتظاری میتوان داشت از اینها وقتی بزرگسال شوند و با دانش خودشان در برابر سختی های اجتماع قرار بگیرند اصلان اینها چه گناهی کرده اند که مانند عروسک با آنها رفتار شود و با این تعلیم و تربیت، تحویل اجتماع  آینده میشوند؟؛ این یک اعتراض که نه، این یک انتقاد است.
دامون