۱/۲۷/۱۳۹۴

کجاست زمان





نبضِ زمان کجاست، که در ایستاده بماند

کجاست صورتی، که از خوشحالی

بریزد، زیبایی خود را، تا به پای آزادی

خنده ها را، شوق های مرطوب ِ اشگ را

آن واژه هایِ سرودن را






دامون



١٥/٠٤/٢٠١٥

۱ نظر:

  1. این شعر را من برای این تصویر نوشتم، حصرت شوق و خوشحالی آن را که در این قرن نصیب کسی از دیار ما نشد، جیرینگ جرینگ زنجیرها
    از صدای جرینگ جرینگ دلار هم بلندتر شده، نان‌ به قیمت دندان
    دامون

    پاسخ دادنحذف

نظز شما و دیگران: