من که در من پنهان است مرا مینگرد، در آینهء چشمِ خویش
من که در من جاریست-خوب میداند کآن منِ دیگرِ من، ثبوت ِ بودنِ خویش را، در من می یابد، نه در منِ در خویش
دامون
٠٣/٠٨/٢٠١٥
۶/۳۱/۱۳۹۴
عاشقانه
دست، میچیند، و میگذرد خاطره ها را از گذشتهء دور
من نشسته به اندیشه در زمان بی مُخاطبِ روز
و نقش ثانیه ها در طنین آهنگی گُم میشود, و خاطره ها
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظز شما و دیگران: