۱۵ دی ۱۴۰۴

میعاد




پرستیدن به حد مطلق

به اندازه ء فرو اُفتادن در بطن خویش 

در بطنی صیال، در زیر پوست، در ارتعاش ِ تک تاز ِ نبض

حتی در بُهتان حقیقتها، در نجوا در شعر

و به گمگشگشته ای در خاطر، به حد انفجار، عشق، بر خوردن

روان شدن به پرسه ای در شام قریبانه با تو که عاشقانه میسرایی دال دل را به رسم دلداده گی به رسم سادهء

 تقسیم




١٩/تیر/ ١٣٨٩
دامون




۷ دی ۱۴۰۴

نهُفته

 







اغماض، دیواریست بر بلندای ِ حقیقت مُماس

و انکار

هندسه ای دارد، به موازات دروغ

افراشته، تا بینهایت ِ اطلاق

درد است

مضیقهء اجبار


دامون

١٨/آذر/١٣٨٨






اغماض به معنای چشم‌پوشی کردن، گذشت کردن از خطا و اشتباه، یا نادیده گرفتن عمدی یک موضوع است، به طوری که فرد از

 آن چشم می‌پوشد و آن را مهم تلقی نمی‌کند یا به آن ایراد نمی‌گیرد. این واژه معمولاً برای بیان بخشش و گذشت از اشتباهات

 دیگران به کار می‌رودمعنی: چشم‌پوشی، گذشت، نادیده‌گرفتن


کاربرد: وقتی کسی از اشتباه دیگری می‌گذرد و آن را نادیده می‌گیرد، «اغماض» کرده است

مثال: "این اشتباه قابل اغماض بود" یعنی می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد



 

۵ دی ۱۴۰۴

نه به جمهوری اسلامی

 




نه


سر هر سوال – نه


حتی قبل از پرسیدن – نه


یک نه به نازکی یک خناق و سنگینی گفتن

یک نه به سِتُرگی فریاد و سنگینی نگفتن

و دلتنگی نبودنت 

یک نه که سر دوراهه ها وانسه و به یک پاشنه بگرده


 نه - به بودنت ونه، دلتنگی از نبودنت 


از کره گی این نه را دم نبوده


ازآن نه


نه - به پاکی یک سرود


وبه بیپروائی یک طنز رکیک


نوشیدنی مثل دم عقرب


مثل صوت قطار تو بوف کور صادق


مثل پلی شکسته در ناهمواره


ازآن نه


که در اندیشه نگنجد


و دست خواهش را


*

دامون