من که در من پنهان است مرا مینگرد، در آینهء چشمِ خویش
من که در من جاریست-خوب میداند کآن منِ دیگرِ من، ثبوت ِ بودنِ خویش را، در من می یابد، نه در منِ در خویش
دامون
٠٣/٠٨/٢٠١٥
۲/۲۶/۱۳۹۵
تنگسیر
،دست میپچید با ورعی خاص حرفها را واژه ها را کنار هم اما هنوز هم که هنوز، قافیه ای تنگ در گلو خُفته و این اُجاق خاموش را دودی شعله ای درنمیگیرد دیگر پژواک من در کوچه نمیپیچد حتی در خاطره ای
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظز شما و دیگران: