۲/۲۴/۱۳۹۲

خود حجمه




دودی خواسه از کنده برخواست


دادی شبیه بیداد را در من زنده کرد


شعله چون بر خواست سببِ اسب شد


شاید که نعل در آتش


اما


هزار چاره در نا چار مشکلات


و پیچ دل در دَوَران




نمی دانم، هنوز سبب بود این، یا که اسم مصدرِ اسب


تصنیف شد این خود در قاعده ای نا هموار




دامون

به ی. رویایی

سه شنبه, بیست و چهارم ارديبهشت ۱۳۹۲



:توضیح
روزگاری نه چندان دور وقتی بینهایت خسته شده بودم از شعرهای پوچِ نیمائی، به شعر حجم برخوردم به سرچشمهء آن؛ چرا که بنیان گذار آن سبک در شعر پارسی شخصی بینهایت ساده و صمیمی بود که به همه شاگردان قدُ نیم قد ش که من کوچکتینشان بودم  جواب را در پارگراف وبخشی میآورد و باز میکرد؛ این موضوع مرا مشتاق بر آنداشت در سرزمینی به نام حجم پا بگزارم 
شعری که در بالا نوشتم اولین سخن من در حجم است، "چیزی مابین دو چیز "؛ در نمایشی ازدبیره و واک و پژواک همسان حربه ای چکیده ز حرف
 استاد فقید ی. رویائی، برای من، آموزگاری بزرگ بوده و است
دامون



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظز شما و دیگران: