۱۲ فروردین ۱۳۹۳

انتحار





غصه مرا میخورد زره  زره
قبل از آنکه من غصه ای برای خویشم بخورم
آب میشوم
به زمین میشوم
و این خُشکسالی و قحط نا مقدس شوم
میخوروشد به زره زرهء من
و در سوره های حجو انسانی
اتفاق من با زندگی به اطلاق میرسد
گُم میشوید همه درون خاطره ام
من دیگر من نیست
دامون
٠١/٠٤/٢٠١٤

۷ فروردین ۱۳۹۳

دل ز هر نقش گشته ساده مرا



دل ز هر نقش گشته ساده مرا
دو جهان از نظر فتاده مرا
تا چو مجنون شدم بیابانگرد
می‌گزد همچو مار، جاده مرا
صبر در مهد ِخاک چون طفلان
دست بر رویِ هم نهاده مرا
چون گهر قانعم به هر قطره
نیست اندیشه ای زیاده مرا
صد گره در دلم فتد چو صدف
یک گره گر شود گشاده مرا
تختهٔ مشقِ نقشها کرده است
همچو آیینه، لوح ساده مرا
هر قدر بیش باده می‌نوشم
می‌شود تشنگی زیاده مرا
بیخودی همچو چشم قربانی
کرده آسوده از اراده مرا
مانع سیر و دور شد صائب
صافی آب ایستاده مرا

صائب تبریزی

 .صائب تبریزی از شاعران عهد صفویه است که در حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری در اصفهان  زاده شد

 .در جوانی به هندوستان رفت و از مقربین دربار شاه جهان شد

 .در سال ۱۰۴۲ هجری قمری به ایران بازگشت و به منصب ملک‌الشعرایی شاه عباس ثانی درآمد

. وی در باغ تکیه در اصفهان اقامت کرد و همواره عده‌ای از ارباب هنر گرد او جمع می‌شدند 

. در سال ۱۰۸۰ هجری قمری وفات یافت و درباغ تکیه در کنار زاینده‌رود به خاک سپرده شد


۲۸ اسفند ۱۳۹۲

تاب تیشه فرهاد: گشتی در دنیای پرویز تناولی