نه
سر هر سوال – نه
حتی قبل از پرسیدن – نه
یک نه به نازکی یک خناق و سنگینی گفتن
یک نه به سِتُرگی فریاد و سنگینی نگفتن
و دلتنگی نبودنت
یک نه که سر دوراهه ها وانسه و به یک پاشنه بگرده
نه - به بودنت ونه، دلتنگی از نبودنت
از کره گی این نه را دم نبوده
ازآن نه
نه - به پاکی یک سرود
وبه بیپروائی یک طنز رکیک
نوشیدنی مثل دم عقرب
مثل صوت قطار تو بوف کور صادق
مثل پلی شکسته در ناهمواره
ازآن نه
که در اندیشه نگنجد
و دست خواهش را
*
دامون

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر