۲۱ مرداد ۱۴۰۵

آدینه ٢

 








عمق مطلب گسیخت از افسار


و مرا پرده دری بر کجاوه نشت، دراین آدینه که فردایش بیش نیست


آری، گندابه ای تُرش گونه، از غصیان آدمیست این شیطان


سنگیست شاید پرتاب شده در چاهدیگ ِ خانه ما


که افسون هزاران افریت را  تنوره میکشد هر دم،


و در هر بازدمش، میسُراید دوباره نکبت را


گوئی از نژاد الکنان‌ ِ هفت کواکب فشرده اند اینان را که ملت را کور و کر و لال میطلبند


و با، تکیه بر جهیز کبر و ریا، لگدمال میکنند خاک ایران را


و فتوایِ قتل سهراب را به امضا، بعد از شکستن شیشه ی‌ نوش دارو


حقیقت، هرچه هست، در غیابش بالا کشیده اند، اینان، دیوار دروغ را، چون برج اغماض

 
اینان هرزه گویانند، کاسه لیسانی دجال !



دامون

٠٦/٢٤/٢٠١٦


آدینه: در اینجا به معنی عصرِ جمعهءِ دلگیر



هیچ نظری موجود نیست: