من که در من پنهان است مرا مینگرد، در آینهء چشمِ خویش من که در من جاریست-خوب میداند کآن منِ دیگرِ من، ثبوت ِ بودنِ خویش را، در من می یابد، نه در منِ در خویش دامون ٠٣/٠٨/٢٠١٥
شعری
ترانه ای دیگر نمی آییدم به یاد
از روزگارگذشته در زمان
انگار که دستم نمیرود دگر
به تمنای دست دیگری
و خمیاز ه میکشد فکرم
.به پوچی عشق
بیتوته کرده ام
از جمع عاشقان به دور
بی آنکه سر گیجه ای
.بی آنکه طعمِ تلخی
دامون
۱۱/۰۲/۲۰۱۸
نظز شما و دیگران:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظز شما و دیگران: